1-1-      زمین ­ریخت­ شناسی و آب­های مهم منطقه مورد مطالعه

به طور کلی منطقه مورد مطالعه که از نظر ساختاری جزء زون ساختاری البرز محسوب می­شود و در قسمت جنوب خاوری آن واقع است، ناحیه­ای کوهستانی است. روند بلندی­ها و دره­ها در منطقه مورد نظر به طور عموم، خاور، خاور شمالی – باختر، جنوب باختری
می­باشد. عامل اصلی کنترل ریخت­شناسی ناحیه، گسل­های اصلی آن هستند که دارای همین روند عمومی می­باشند. دره سنگسر که یکی از دره­های اصلی منطقه چهارگوش سمنان است و از روند عمومی منطقه پیروی می­کند، دارای ریختی پهن و فرسوده می­باشد و دشت­های آبرفتی و سیلابی کم و بیش افقی را در برمی­گیرد. در بیشتر کوه­های آهکی (یا دولومیتی) و کنگلومرایی ناحیه، دیواره­های بلند و صافی دیده می­شود که خاستگاه بیشتر آن­ها گسل است. جز چند کوه (به طور مثال کوه قدمگاه با 3740 متر) که دارای ستیغ تیز هستند، دیگر بلندی­های ناحیه دارای بامی هموار و مسطح می­باشند. علت این همواری ستیغ بلندی­ها، یکی جنس سنگ­هایی است که در ناحیه گسترش زیادی دارند و در نتیجه کوه­های حاصل از آن­ها دارای دامنه­ها و بام­های هموارند، سنگ­های کم مقاومتی همچون مارن و شیل، و دیگر آن که بیشتر برجستگی­های ناحیه به صورت تاقدیس و ناودیس می­باشند.

ناحیه چهارگوش سمنان به دو بخش آبخیز تقسیم می­شود، حوزه آبخیز شمالی و حوزه آبخیز جنوبی که منطقه مطالعاتی در حوزه جنوبی قرار گرفته و دارای آب و هوایی معتدل و خشک است که به سمت جنوب حوزه، آب و هوا به نیمه خشک تا خشک تبدیل می­شود. یک خط تقسیم برای آب­های البرز در ناحیه مورد نظر بر ستیغ کوه شهمیرزاد منطبق است. روند شیارهای رودخانه­ای و یا آبریزها در این منطقه، شمال باختری – جنوب خاوری است. بزرگ­ترین رود دایمی منطقه، رود سمنان است و دیگری رود اروانه می­باشد. در این حوزه پدیده­ای با عنوان روبیده گچ دیده می­شود، به این ترتیب که گچ از رخنمون گچی شسته شده و به طرف دامنه­ها روانه می­شود. به طوری که در مساحت زیاد، یک پوشش گچی روی سنگ­های دیگر قرار گرفته که ضخامت آن گاهی به چند متر هم می­رسد.

سطح اساس ناحیه­ای در این حوزه، جلگه سمنان است که پایین­ترین سطح توپوگرافی ناحیه محسوب می­شود. دیگر سطوح توپوگرافی موجود در این حوزه، که سطح اساس محلی بوده و در حقیقت دشت­های آبرفتی قدیمی می­باشند، اکنون نمایی پلکانی به وجود آورده­اند که به طور دائم زیر نفوذ عوامل فرسایشی قرار دارند و از ضخامت و گسترش آنها کاسته می­شود. در این حوزه سه سطح توپوگرافی بلندتر از دشت سمنان قابل شناسایی است که یکی از آن­ها دشت درجزین (1500 – 1200 متر) است. محور دربند – درجزین که محل گذر گسل­های سنگسر و درجزین می­باشد، از میان دشت­های یاد شده می­گذرد و از نگاه ریخت­شناسی یکی از پست­ترین دشت­های ناحیه یعنی درجزین را در برمی­گیرد. این دشت­ها به سوی گسل سنگسر شیب­دار می­باشد، این امر نشان می­دهد که دشت­های آبرفتی از ناحیه گذر گسل­های سنگسر و درجزین فرسایش پذیر می­باشند. دشت درجزین دارای پادگانه­هایی است که گاهی تا 10 متر از سطح دشت بالاترند و بدون شک بازمانده دشت­های قدیمی­تر می­باشند. پادگانه­های یاد شده در خاور درجزین دیده می­شوند.

به طور کلی و با توجه به عوامل مهمی از قبیل اختلاف ارتفاع، سنگ­شناسی خاص سازندها و همچنین شرایط اقلیمی، می­توان گفت که ناحیه مطالعاتی مورد نظر از شمال به جنوب، شامل حوزه­های کوهستانی، کوه­پایه­ای و دشت می­باشد (نبوی، 1361).

شهرستان مهدی­شهر در منطقه کوهستانی جنوب رشته کوه­های البرز واقع گردیده که کوه­های آن عبارتند از (سعیدیان، 1388):

– در سمت باختر مهدی­شهر کوه­های سفیدلت (اسپی لت)، گل رودبار و آسمانلو (اسب نو) که مهم­ترین آن­هاست، در فاصله 11 کیلومتری مهدی­شهر قرار دارد که ارتفاع قله آن 3308 متر است.

– کوه­های مهراب، سفیدآب، کلیاب، کچ و سبتانه (2160 متر) که در جنوب باختری مهدی­شهر قرار دارند.

– کوه­های دربند، نهرد، مرغک، سیاه دره، شیرقلعه و بشم که در شمال باختری مهدی­شهر واقع شده­اند.

– کوه­های شیخ­رضا، سیاه­کوه که در شمال مهدی­شهر قرار دارند و نیز گردنه شبم که در فاصله 15 کیلومتری شمال باختری و گردنه چاشم که در فاصله 14 کیلومتری شمال باختری مهدی­شهر واقع است.

– بلندترین قله این منطقه نیزوا است به ارتفاع 3810 متر که در فاصله 40 کیلومتری شمال مهدی­شهر خودنمایی می­کند.

1-1-1-        چشمه­ها و رودخانه­های شهرستان مهدی­شهر:

– رودخانه گل رودبار که از ارتفاعات شمال شهمیرزاد سرچشمه می­گیرد و در نزدیکی بند مهدی­شهر شعبه­های ده­صوفیان و شهمیرزاد به آن اضافه می­شوند.

– چشمه­های آب مراد، آب قولنج، آب گرم و آب سرد که مجموعه این چشمه­های معدنی آب گرم در 18 کیلومتری باختر مهدی­شهر واقع شده و اطراف این چشمه را ارتفاعات در برگرفته است.

– چشمه لیتو در شمال مهدی­شهر و همچنین چشمه­سارهای «ارشگ»، چشمه «سرخریزه» و چشمه «کاهش» از دیگر آب­های این منطقه می­باشد (سعیدیان، 1388).

1-1-2-        آب و هوای شهرستان مهدی­شهر:

همان­گونه که ذکر شد منطقه مورد مطالعه در ارتفاعات جنوبی البرز واقع شده و دارای آب و هوای معتدل و خشک می­باشد. به طور کلی منطقه مورد مطالعه در منطقه­ای کوهستانی واقع شده که میانگین ارتفاع آن از سطح دریا 1700 متر می­باشد.

این شهر در طول جغرافیایی  15 21 ْ53 خاوری و در عرض جغرافیایی 45 42 ْ35 شمالی قرار دارد. حداکثر درجه حرارت در تابستان­ها 38 درجه سانتیگراد بالای صفر و حداقل درجه حرارت در زمستان­ها 8 درجه سانتیگراد زیر صفر می­باشد.
میزان بارندگی سالیانه به طور متوسط 1/218 میلی­متر است (سعدیان، 1388).

1-2-      پوشش گیاهی، موجودات جانوری و ویژگی­های انسانی ناحیه مورد مطالعه

به لحاظ توپوگرافی این ناحیه کاملاً کوهستانی و دارای پوشش گیاهی از جمله:

گز، تاغ، خار شتر، اسپند، سریش، ارس، کاروانکش، شورچرخک است. از منطقه
مهدی­شهر به طرف حاشیه شمالی، آثار و پوشش گیاهی به صورت درختان خانواده سوزنی برگ، به ویژه ارس، سرو، بنه و درختچه زرشک نمایان می­شود. در منطقه شهمیرزاد که در شمال مهدی­شهر و به فاصله کمی از آن قرار گرفته، گیاهان خودرو شامل گون، درمنه، گیاهان تیره گندمیان، نعناییان، تیغ­های کنگر مانند، اسپند، کاسنی، گل قاصدک، بومادران، گزنه و گل سرخ وحشی (نسترن) به وفور دیده می­شود (سعدیان، 1388).

1-2-1-        مهم­ترین محصولات کشاورزی منطقه عبارتند از:

غلات (گندم، جو)، علوفه (یونجه، اسپدس)، گردو و آلو در شهمیرزاد، انار، انگور و زردآلو در جزین (سعدیان، 1388).

1-2-2-        ازجمله جانوران ناحیه عبارت اند از:

بز کوهی، قوچ، میش، پلنگ، خرس، گراز، کفتار، گربه وحشی، گرگ، روباه، شغال، خرگوش، کبک و قرقاول (سازمان جغرافیایی، 1368).

1-2-3-        ویژگی­های انسانی منطقه مورد مطالعه:

جمعیت مهدی شهر از 19 هزار نفر در قالب 4190 خانوار که در تابستان به علت کوچ بعضی خانوارها به مناطق ییلاقی کاهش می­یابد (سعدیان، 1388). دین و مذهب آنها اسلام، شیعه است. زبان و گویش مردمان سنگسر (مهدی­شهر)، فارسی است که در آن قدیمی­ترین و کهن­ترین کلمات و اصطلاحات زبان فارسی به کار می­رود.

این شهر به دلیل استقرار عشایر ایل سنگسری و وجود بیشتر صنایع منطقه در آن، به عنوان مرکز مهم عشایری، صنعتی و اقتصادی بخش به شمار می­آید. دامداران سنگسری، یکی از بزرگترین دامداران کشور به شمار می­روند. مردم سنگسر (مهدی­شهر) از دیرباز به کار پرورش گوسفندان که دارای نژاد خاص بود اشتغال داشتند، مقدار آب و زمین مزروعی در سنگسر (مهدی­شهر فعلی) در حدی نبود که به کشاورزی ترغیب شوند.

این شهرستان دارای چندین شهرک صنعتی، دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه پیام­نور و دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، اماکن دیدنی و بناهای تاریخی همچون، «نماز دربند» که در شمال مهدی­شهر واقع است و مشرف به دره سرسبز و خرم دربند است، «کافر قلعه» سنگسر در جنوب این شهر، آب انبار مهدی­شهر، منار سنگسر (مسجد پامنار)، بقاع ابوالقاسم، مهدی و یحیی می­باشد.

 

 

 

1-3-      زمین­شناسی اقتصادی ناحیه مورد مطالعه

منابع کانی­ها در ناحیه چهارگوش سمنان عمدتاً غیرفلزی هستند. کانسارهایی که این ماده­های معدنی را در خود دارند، بیشتر از نوع نهشت هنگام می­باشند و به این علت
می­توان محیط تشکیل و سن آن­ها و زمان­های کانی­زایی را تعیین نمود (نبوی، 1361).

1-3-1-        مواد معدنی نافلزی در ناحیه

به­طور عمده مواد نافلزی موجود در ناحیه مورد مطالعه شامل موارد زیر می­باشد (نبوی، 1361).

لاتریت پرمین :

این لایه تنها در زون سنگسر دیده می­شود. افق قرمز رنگ بالای سازند روته در کوه لاج لاتریتی است که پرآهن است و به نظر می­رسد علت به وجود آمدن آن فعالیت آتشفشانی در پرمین پسین بوده که هوازدگی و فرسایش پیامد آن، افق لاتریتی را موجب شده است ولی گستر چندانی ندارد.

فلورین :

از خاور کوه لاکمر به سوی شمال خاوری، در چند جا از کوه­های البرز فلورین یافت شده است که در بالاترین لایه­های آهکی سازند الیکا (بخش ورسک) جای دارد مانند ناحیه شش رودبار، بالا دوآب، آبگرم و … .

همراه فلورین، سرب و باریتین هم دیده می­شود که در فاز دیگری به وجود آمده است (لاتریت خاک نسوز تریاس پسین): از پیامدهای رخداد تکتونیکی سیمرین پیشین درست شدن بازالت­هایی است که در بخش قاعده­ای سازند شمشک دیده می­شوند. هوازدگی و فرسایش پس از آن، موجب درست شدن لاتریت – بوکسیت شده است که در ناحیه سمنان، تنها در زون سنگسر، از آن به عنوان خاک نسوز استفاده می­کنند.

زغال :

در بخش طرزه از سازند شمشک، این­جا و آن­جا، عدسی­های شیلی نازک و یا لایه­های نازک از ذغال­سنگ درست شده که گاهی آن­ها را کنده و به مصرف سوخت رسانیده­اند. در زون نیزوا – اوریم، بیشترین نشانه­های این لایه­ها و کندگی­ها را می­توان دید. در زون شهمیرزاد نیز چنین بوده است.

ماسه­سنگ کوارتزی :

در قسمت­های بالایی سازند شمشک، به ویژه در بخش شهمیرزاد عدسی­هایی از ماسه­سنگ کوارتزی درست شده است که برای هر دو صنعت شیشه­سازی و ریخته­گری مورد بهره­برداری قرار گرفته است.

دولومیت :

هرجا در ناحیه که سازند لار دولومیتی شده باشد برای شیشه­سازی مناسب است و در چند جا آن را برای همین کار بهره­برداری می­کنند، مانند کوه کرگو، دره لاودار –  گنداب.

کائولن :

در سنگ­های توفی ائوسن در ناحیه کلیات و کاس دره، به علت دگرسانی مقداری کائولن نامرغوب درست شده است.

گچ :

در زون خطیرکوه، درون سازند باروت عدسی گچ درست شده که گسترش آن زیاد نیست. در این سازند، که در زون­های دیگر نیز برونزد دارد، نشانه­هایی از گچ دیده نشده است. در زون افتر، گچ­های ائوسن – الیگوسن گسترش بسیاری دارند و ذخیره آن خیلی زیاد است. کارخانه گچ سمنان در کنار برونزدهای آن ساخته شده است. در سازند قم نیز عدسی­های کوچک گچ دیده می­شود.

گل سرشور :

در مارن­های روی گچ، در یکی دو جا گل سرشور (بنتونیت) درست شده که از آن به صورت محلی بهره­برداری می­کنند.

نمک خوراکی :

در مارن­ها و ماسه­سنگ­های قرمز رنگ الیگوسن، در کوه نمکدان عدسی­های کوچکی از نمک به همراه گچ درست شده است که در گذشته مورد بهره­برداری بوده است.

1-3-2-        مواد معدنی فلزی :

در ناحیه ناحیه سمنان، ماده معدنی گالن و مانیتیت به وجود آمده که به ویژه مانیتیت خیلی ناب است (نبوی، 1361):

 

گالن :

در کوه­های اوران، سفیدکوه از زون قدمگاه – لارک، رگه­هایی از گالن درون سنگ آهک کرتاسه بالا دیده می­شود. در بخش جنوبی زون شهمیرزاد نیز در آهک­های کرتاسه رگه­های گالن و باریت دیده می­شود. از آنجا که، به طور پراکنده و بدون نظم، تونل اکتشافی و کوه­بری شده است، پیرامون خاستگاه این کانسارها دانسته چندانی در دست نیست. احتمال گرمایی بودن این کانسارها کم نیست.

مانیتیت :

در زون سمنان، پیرامون توده نفوذی نو که، در چند جا رگه­هایی از مانیتیت وجود دارد که مورد بهره­برداری قرار گرفته است ولی اکنون معدن را ترک کرده­اند. وابستگی کانسار با توده نفوذی خیلی روشن است کانه درون سنگ­های آتشفشانی ائوسن جای دارد. این مانیتیت ناب (بیش از 80 درصد آهن) می­باشد.

1-3-3-        زمانه­های کانی­زایی در ناحیه مورد نظر :

با توجه به گستره کانسارها و سن آن­ها در ناحیه سمنان می­توان چند زمانه کانی­زایی را تشخیص داد که عبارتند از (نبوی، 1361):

زمانه پرکامبرین پسین؟: گچ

زمانه پرمین: لاتریت –  بوکسیت

زمانه تریاس: فلوریت، لاتریت، خاک نسوز

زمانه ژوراسیک: ذغال سنگ، ماسه کوارتزی، دولومیت

زمانه پالئوژن: کائولن، گالن، گچ، گل سرشور، نمک خوراکی، مانیتیت

زمانه نئوژن: نمک خوراکی، گچ

1-3-4-        آب­های معدنی در ناحیه مطالعاتی :

آب­های معدنی در ناحیه به صورت چشمه­های گرم و سرد دیده می­شود که بیشتر آن­ها آب­گرم است (در باختر زون سنگسر). در شمال چاشم و ده­اروانه، چشمه­های آب سرد وجود دارد (نبوی، 1361).

 

 

1-4-      تاریخچه مطالعات پیشین

برونزدهای گسترده­ای از سنگ­های پرمین در شمال ایران در سراسر رشته کوه البرز، در نواحی شمال، جنوب آذربایجان، البرز شرقی، البرز غربی و مرکزی وجود دارند. در این مناطق سه واحد سنگ­چینه­ای به نام سازند دورود (در زیر)، روته (در وسط)، نسن (در بالا) معرف توالی­های پرمین هستند (آقانباتی، 1383).

واحدهای سنگی پالئوزوئیک در ناحیه شمال سمنان اولین بار توسط (Furon, 1941) و صدوقی (Saduqi, 1964) و چندین تیم تحقیقاتی از دانشکده علوم دانشگاه تهران مورد مطالعه قرار گرفت. ولی هیچ گونه آثاری از واحدهای سنگی پرمین در این ناحیه گزارش نشد. تا این که در خلال کارهای صحرایی که توسط نبوی (1972- 1969) انجام شد، یک واحد سنگی شدیداً فسیل­دار مشاهده شد که بعضی از لایه­های سنگ­آهک خاکستری تیره رنگ این واحد حاوی تعداد بسیار محدودی ماکروفسیل بازوپا مانند: «orthothetian sp.» و «Chaoella sp.» بود، که توسط گلشنی این بازوپاها شناسایی شده و سن پرمین میانی تا بالایی به آن­ها داده شد. همچنین 30 متر بالایی این سنگ­آهک شدیداً فسیل­دار توسط حمدی مورد مطالعه فسیل­شناسایی قرار گرفته و فسیل­های هولوتورین و کنودونت در آن دیده شد.

پس از آن نبوی و حمدی (1975) بار دیگر از واحدهای سنگی پرمین در این ناحیه و از کوه­های سنگسر و لاج، ضخامت 65 متر از سازند دورود را اندازه­گیری نموده و سن آن را به پرمین زیرین نسبت دادند. سپس منیبی (1371) سنگ – زیست چینه­نگاری واحدهای سنگی پرمین را در این ناحیه در قالب پایان­نامه کارشناسی ارشد مورد بررسی قرار داد.

دیگر مطالعاتی که تا کنون در مورد توالی­های سیستم پرمین انجام شده به شرح زیر ارائه می­گردد:

 

 

 

 

1-4-1-        سازند دورود :

– (Stepanov, 1967):

بر اساس موقعیت چینه­شناسی سن پرمین آغازی (Asselian) را برای رسوبات سازند دورود در نظر گرفته است.

– (Chateauneuf & Stampfli, 1979):

از رسوبات سکانس پرمین البرز خاوری نمونه­برداری کرده پالینومورف­هایی را در سازند دورود آن گزارش کردند که رضایی (1367) با توجه به میکروفونای موجود در مقطع تیپ سازند درود، سن پرمین زیرین، آسلین میانی- بالایی را بر این سازند در نظر گرفت.

– بلورچی 1979:

در گزارش کبودر آهنگ سازند دورود را در دهکده سینک حدود 85 متر اندازه­گیری کرده است.

– پرتوآذر 1359:

مطالعه­ای بر روی مقطع چینه­شناسی سازند درود در کوه خاشاچال انجام داد در
لایه­های سنگ­آهک ماسه­ای بیوژنیک بخش زیرین این سازند میکروفسیل­های شاخص اشکوب­های (Moscovien – Bashkiran) مشاهده نمود، که منتسب به کربونیفر میانی بوده و عضو خاشاچال نام دارد. روی بخش خاشاچال را واحد سنگی دورود می­پوشاند که واجد میکروفسیل­های اشکوب (Asselian) می­باشد.

– علوی نائینی و همکاران 1982:

در گزارش زمین­شناسی تکاب – صائین قلعه، بهترین بیرون­زدگی­های سازند دورود را در نزدیکی دهکده ترکه ویران با ضخامتی حدود 100 متر اندازه­گیری کردند.

– هاشمی 1369:

مقطع تیپ سازند دورود را در دره جاجرود بر اساس پالینومورف­های موجود در رسوبات شیلی آن مورد مطالعه قرار داده و با توجه به اجتماع پالینولوژیکی این رسوبات، سن آن­ها را به پرمین زیرین (ساکمارین و بخشی از آشکوب آرتینسکین) نسبت داد.

 

 

1-4-2-        سازند روته :

– (Assereto, 1964):

آسرتو و فسیل­شناسانی که با او در مطالعه نمونه­های البرز شرکت داشته­اند،
سنگ­آهک­های روته را به ابتدای پرمین میانی (Middle Permian) نسبت داده­اند.

– (Allenbach, 1966):

سازند روته را جنوب اسک بررسی و مطالعه نموده است. ضخامت سازند روته در این ناحیه به سمت باختر کاهش یافته و در بالا توسط سنگ آهک سازند الیکا پوشیده می­شود.

– (Meyer, 1967):

وی از زمین­شناسان سوئیسی بود که رساله دکترای خود را در سال 1967 درباره
زمین­شناسی رشته کوه­های طالقان به خصوص سازندهای پرکامبرین منتشر ساخت که با یک نقشه زمین­شناسی همراه بود، نواحی شمال و شرق ولیان جز محدوده کار Meyer بود.

– (Sttocklin, 1969):

در گزارش زمین­شناسی ناحیه زنجان، سازند روته را گزارش نمودند که بیشتر شامل سنگ­آهک ضخیم لایه به رنگ خاکستری تیره تا سیاه متمایل به قرمز است که به صورت هم­شیب بر روی سازند درود قرار گرفته است.

– (Sieber, 1969):

یکی از زمین­شناسان سوئیسی بود که درباره زمین­شناسی رشته کوه­های طالقان مطالعاتی انجام داد. وی مطالعات زمین­شناسی ناحیه البرز را به زبان آلمانی تحت عنوان «بررسی زمین­شناسی نواحی جنوبی دره طالقان- البرز» در سال 1970 منتشر ساخت و قبل از آن نقشه زمین­شناسی این ناحیه را با مقیاس 1:50000 در سال 1976 به چاپ رسانید که شامل رشته کوه­های طالقان و نواحی حد فاصل ولیان تا زیاران و به طور کلی نواحی جنوبی دره طالقان می­شد.

– (LYS & Lapparnet, 1971):

در نواحی دامغان و شاهرود (خاور البرز) مطالعاتی بر روی سنگواره­های رسوبات پرمین هم­ردیف با سازند روته انجام داده­اند.

– (بزرگ نیا، 1353):

25 متر انتهای سازند روته را به سن جلفین و معادل سازند نسن می­دانست. همچنین وی کتابی تحت عنوان میکروپالئونتولوژی و میکروبیواستراتیگرافی البرز مرکزی ارائه نموده که توسط شرکت ملی نفت ایران به چاپ رسیده است.

– (Annells et al., 1975):

در گزارش زمین شناسی قزوین- رشت واحد سنگی سازند روته را تشخیص داده اند و آن را شامل سنگ­آهک خاکستری تیره با لایه­بندی ضخیم تا توده­ای معرفی نمودند. چهارگوش قزوین – رشت که در سال 1355 با مقیاس 1:250000 و همچنین 1:100000 شکران که در سال 1356 توسط سازمان زمین­شناسی کشور به چاپ رسید از دیگر کارهای انجام شده در این ناحیه می­باشد که مطالعات زمین­شناسی آن توسط (Annells et al., 1975) صورت گرفته است.

– (Sussli, 1976):

سازند روته را در هزار زیرین در دامنه شمالی کوه البرز و در سه کیلومتری دهکده عمارت مورد بررسی قرار داده است که با ضخامت 690 متر، شامل سنگ­آهک خاکستری تیره رنگ فسیل­دار بوده است و دارای سن داروازین- مرگابین می­باشد.

– (Stamfli, 1978):

وجود یک لایه لاتریتی بین سازند دورود (در زیر) و سازند روته را مربوط به رخساره آرتینسکین می­داند.

– (بلورچی، 1356):

در گزارش زمین­شناسی ناحیه آوج، سازند روته را که ضخامت آن به 170 متر می­رسد به چند عضو تقسیم می­کند و سن این سازند را بر اساس فسیل­های موجود در آن به گوادولوپین پائینی و بالایی منتسب کرده است.

 

 

 

 

– (علوی نائینی و همکاران، 1361):

در گزارش زمین­شناسی ناحیع تکاب- صائین قلعه، سازند سازند روته را که ضخامت آن به 180تا 260 می­رسد را تشخیص داده­اند. به طوری که لایه­های کربناته فسیل­دار در این سازند به صورت هم­شیب بر روی شیل­ها و سنگ ماسه­های سازند درود قرار گرفته است.

– (خسرو تهرانی، 1364):

واحد سنگی سیستم پرمین را در مناطق شاهرود و علم کوه مورد مطالعه قرار داده است.

– (قاسمی نژاد، 1367):

پایان نامه کارشناسی ارشد خود را تحت عنوان میکروبیواستراتیگرافی رسوبات پالئوزوئیک در مقطع آرو (جنوب البرز مرکزی) ارائه داده است.

– (حسینی و همکاران، 1370):

نقشه 1:250000 چهارگوش چاپ سازمان زمین شناسی کشور ارائه داده­اند که در آن رخساره­های سازند روته معرفی شده­اند.

– (وزیری، 1371):

پایان نامه کارشناسی ارشد خود را تحت عنوان لیتواستراتیگرافی و میکروبیواستراتیگرافی واحدهای سنگی پرمین در ناحیه آبیک- هیو (البرز مرکزی) ارائه داده است.

– (عسگری، 1372):­

زمین­شناسی و چینه­شناسی محدوده خور- زیاران را در رشته کوه­های طالقان (البرز مرکزی) مورد مطالعه و بررسی قرار داده است.

– (پرتوآذر، 1374):

تحقیقات انجام شده بر روی سیستم پرمین ایران را گردآوری و تحت عنوان سیستم پرمین در ایران در قالب طرح تدوین کتاب سازمان زمین­شناسی کشور به چاپ رسانیده است. بنا به نوشته پرتوآذر (1374) در ناحیه جنوب تهران، کوه بی بی شهربانو برش
چینه­شناسی از واحد سنگی پرمین توسط یاسینی (1360) اندازه­گیری شده است که واحد سنگی سازند روته را شامل سنگ­آهک خاکستری تیره، چرت­دار و حاوی میکروفسیل فراوان به سن مرگابین دانست.

– (مختارپور، 1376):

سنگ­شناسی، محیط رسوبی و توالی سنگ­های پرمین را در ناحیه البرز، شمال ایران مورد بررسی قرار داده و نتایج حاصله را در قالب رساله دکتری ارائه نموده است.

– (لاسمی،1379):

محیط رسوبی سازند روته را همسان محیط­های کربناتی عصر حاضر به ویژه سواحل جنوبی کنونی خلیج فارس می­داند.

– (آقانباتی، 1383):

سطح بالایی سازند روته را در نواحی البرز با سازند الیکا (تریاس) و یا سازند شمشک (تریاس- ژوراسیک) می­داند ولی معتقد است در البرز شمالی، سنگ آهک روته با
ردیف­های جوان­تر پرفسیل (سازند نسن) فصل مشترک ناپیوسته دارد.

– (بازدار، 1385):

لیتوایتراتیگرافی و بیواستراتیگرافی سازند روته در جنوب دشت نظیر، البرز مرکزی را مورد مطالعه و بررسی قرار داد.

– (حقیقت، 1386):

بیواستراتیگرافی رسوبات پرمین و قاعده تریاس را بر اساس روزنبران و کونودونت­ها در برش سیبستان واقع در شمال باختری تهران در قالب پایان نامه کارشناسی ارشد ارائه داد.

– (مهدوی، 1387):

سنگ­چینه­نگاری و ریززیست­چینه­نگاری سازند روته را در برش خور واقع در البرز مرکزی در قالب پایان نامه کارشناسی ارشد مطالعه و بررسی نمود.

 

 

 

 

 

1-4-3-        سازند نسن:

– (Assereto & Fantini Sestini, 1965):

بقایای فرسایشی کوچکی از واحد سنگی نسن را در شرق تهران در درۀ مبارک آباد بر روی دامنه جنوبی البرز مرکزی کشف نمودند.

– (Stepanov et al., 1969):

واحدهای سنگی نسن در درۀ هراز زیرین توسط ایشان شناخته شد. سن این سازند با استفاده از فون­های براکیوپودها و روزنبران آن، به بالاترین بخش پرمین یعنی اشکوب (Dzulfian) نسبت داده شد.

– (Stepanov et al., 1969) و (خسرو تهرانی، 1364):

با مطالعه واحدهای سنگ پرمین در نواحی علم­کوه و شاهرود خاطر نشان نمودند که در بخش انتهایی سنگ­آهک­های روته، حدود 70 متر نازک لایه و مادستون­های آهکی که گاهی االیتی و چرتی هستند که می­توانند معادل سازند نسن باشند.